تبليغاتX
سوتي در سیتی

سوتي در سیتی

یکی بود یکی نبود غیر از خدا و یه ملت بیچاره هیچکس نبود.در یکی از شبها کامران با یک زایمان طبیعی از مادر خویش زاده شد.کامران از همان ابتدای طفولیت دوست داشت با اعداد بازی کند.با این که بابای کامران برایش اسباب بازی می خرید،ماشین می خرید، لپ لپ  می خرید ولی او به هیچ کدام از آنها وقعی نمی گذاشت و همه اش با اعداد بازی می کرد.
   از کله ی صحر تا بوق سگ تمرین ریاضی می کرد.البته خیلی اوقات کامران کارهایی می نمود که باعث می شد لاپلاس و اقلیدس و خیام واینها در قبر به روی ویبره بروند. مثلا دو را در دو ضرب می کرد پاسخ دوازده می شد دوازده را به بیست می افزود  می شد هفتاد و چهار و این گونه روزگار را به سر می برد.آخر کامران روش های خودش را داشت وحسابش از آدمی زاد جماعت جدا بود.در مثل است که ایشان به عوالم مابعد الطبیعه متصل بود و از این روی این گونه اسپشل.
   کامی بعضی وقتها نمودار هم می کشید رنگی ،خوشکل،مامان، چهار تا صد تومان.از همان ایام صباوت او قوه ی تخیل بسیار قدرتمندی داشت به طوری که جرج لوکاس بارها برای او نامه  نوشت و از ایشان دعوت نمود تا به هالیوود برود و آنجا نیز سر و سامان دهد ولی کامی همیشه در پاسخ یکی از انگشت هایش را به جورج نشان می داد.
   روزها گذشت،کامی کم کم بزرگ شد و به مدرسه رفت.کلاس اول بود که معلم ریاضی او را درک نکرد و کامی ریاضی را افتاد.ولی با وصاطت کسبه و بازاریان وجمعی از خیرین مدرسه ساز یک دهی به او دادند تا به پله ی دوم برود.اتفاقا در کلاس های دوم و سوم الی دوازده هم در بر همان پاشنه چرخید ،هی کامی می افتاد و هی با وصاطت جماعت فوق الذکر پاس می شد.تا این که یک روز تصمیم گرفت به دانشگاه برود تا  شاید در آنجا کسی بفهمد دو دوتا می شود دوازده تا.از آن رو که جوینده به هرحال یابنده بود،کامی بالاخره موفق شد کالجی را در انگلستان پیدا کند که در آنجا دو دو تا اصلا می شد چهل و هفت هشت تا.و این گونه بود که کامران دانشجو شد.ولی چون دوران دانشجویی اش خیلی طول کشید در بین بچه محل ها به کامران-دانشجو معروف شد و این لقب تا این لحظه برای او محفوظ مانده است.
   سپس او برای ارائه ی خدمات صادقانه به کشورش بازگشت.در پست های جورواجور خدمات را صادقانه بنمود.تا این که یک شب در یک جا مسئول حساب و کتاب شد . آن شب تا صبح نخوابید. نسکافه و چایی خورد تا خوابش نبرد و  به روش خودش حساب و کتاب را نمود، طوری که مو لای درزش نرود،البته درز حساب و کتاب.روز بعد ، مقبولیتش به گوش جهانیان رسید ، همه از این حساب درستی کامی شکه شدند و او شهره ی صولتی،ببخشید شهره ی آفاق گشت. بدین سیاق کامران یک شبه ره صد ساله را درنوردید.

+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388 11:53 توسط مازيار اردلان |


عکسی که دربالا مشاهده می فرمایید مربوط به محله ی ماست.همانطور که می بینید با این که  معلوم نیست سر و ته کوچه کجاست ولی از آنجا که بشر خصوصا از نوع ایرانی آن موجود بسیار سازگاری می باشد اهالی محل بدون هیچ کونه مشکلی و از همان اول با شرایط فوق سازگار شده و  از طریق حس های اول تا ششم  و یا چراغ قوه، فانوس، نوکیا 1100 و مشعل منازل خود را پیدا می نمایند.
    شاید در نگاه اول فکر کنید یک بچه ی تخس با دارلاستیق( تیرو کمان) خود این لامپ ما را با خاک کوچه یکسان نموده است.چرا؟ چون احتمالا یکی از سرگرمی های خودتان در ایام طفولیت این بوده است ولی اشتباه می کنید چون دیگر این روزها با psp  و ps3 و اینا کسی با دار لاستیق حال نمی کند.
   اگرهم پیش خودتان فکر کرده اید در این محل عده ای قصد دارند در راستای تخشیش مخملین اذهان عمومی به سیاه نمایی پس از انتخابات بپردازند بر شیطان لعنت بفرستید، زیرا بیش از صدوپانزده و نیم درصد از اهالی این محل از آن ماشین های ویگ واگ دار سبزرنگ سوار می شوند.
  باید خدمت شما عرض نمایم که لامپ مذبور در راستای اصلاح و بلکه حدف الگوی مصرف ،از ناحیه ی سرپیچ به بعد نابود گشته است و این تنها بخشی از  کارهای این دولت ِالکترونیکِ مهرورزِ قانونیِ خوش رایحه یِ تایسون(کسی که کله را به سقف می چسپاند)است.
   کارشناسان سرپیچ و لامپ ادعا نموده اند که این روش اصلاح الگو تاکنون در هیچ جای جهان به اجرا در نیامده ،در نوع خود و نوع های دیگرهم بی سابقه است و هیچ بعید نیست که امسال جایزه ی اسکار فیزیک و ادبیات را به اداره ی برق شهرستان خودمان تعلق نگیرد.فقط مشکل کوچکی در سقوط همسایه ها( در هنگام تردد)به درون گودال های اداره ی آب وجود دارد که با عدم تردد غیرقانونی، تقویت حس های 5+1 و آموزش شهروندان در راستای چگونگی فرود در چاله این نقیصه نیز برطرف خواهد شد.
به امید روزی که کله ی مصرف کننده  به سقف چسپانده شود.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 1:36 توسط مازيار اردلان |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونيک



نوشته هاي پيشين

آذر 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386



پيوندها

وبلاگستان سقز
دکتر خالد توکلی
عرفان شريفي
دکتر بهروز فاتح
هیوا فولادی
هه ژان بابامیری
شارنيوز
حسن امینی
آزاد
یادداشتهای زیرزمینی یک مهندس ادبیات
کلبه ی کوچک مریم
سوتی در سیتی(بلاگسپات)
شهاب الدین شیخی
نوشته
شبگرد
عکس امروز
سوران
ناوه‌ندی هه‌واڵنێریی سه‌قز
بامداد
سوران بلاگ


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin