|
با عرض سلام و ارادت نمی دانم خوابید یا بیدار،اگر خواب می باشید بفرمایید تا بعد از ساعت کاری مجلس و اتمام خواب حضرت عالی دوباره مزاحم شوم،البته زیاد مصدع اوقات نمی شوم،فقط می خواستم عرض کنم :درست است خوابیدن در ایام بهاری بسی شیرین تر از گرفتن شصت هزار رای از مردم بیچاره می باشد،اما در خبر است که طبیبان و حکیمان موکد نموده اند خوابیدن بیش از هشت ساعت در روز برای آدم مثل سم می ماند و شیرینی زیاد هزار درد و مرض به همراه دارد که یکیش دیابت است. از شما چه پنهان بنده که هفتشصد صفحه از برنامه های شما را مرتب نموده ام و از آن به عنوان زیر دستی استفاد می کنم،نشانه ای از 24 ساعت خواب در روز را در آن نمی یابم،چون دوستتان دارم این را گفتم که به پیکره ی این برنامه فصیح و بلیغ -که به بودجه 87 گفته است زکی- خدشه ای وارد نشده ،هرچه سریعتر ویرایش گردد تاخدای نکرده مو لای درزش نرود. برادر مواظب باش،یک موقع دیدی مثل خدابیامرز ماکسی میلیان سیصد سال خوابیدی و –در این قحط الرجال- هفتادو پنج دوره از داشتن نماینده ای مثل شما محروم ماندیم،آنموقع چه خاکی بر سر کچلمان بریزیم؟ لابد می فرمایی خاک عالم ،ولی عزیزم با این تورم هفتاد-هشتاد درصدی تا آن موقع یک مثقال خاک را به چهار کیسه خون بابای آدم هم نمی دهند. راستی در این چند صد ساعتی که خواب بودید،زمین و مسکن یک چندصد درصدی گران تر شدند، شفافیت را رفوزه شدیم، نفت در دوقدمی سفره دودشد رفت هوا،اقتصاد مرد،چند وزارت خانه قضا قورتکی باهم تلفیق شدند،بعضی ها همچنان خود سوتی می دادند و یقه دیگران را می چسپیدند و شما و همقطارانتان که قرار بود نظارت کنید،نظاره گرهم نبودید. در خاتمه چون کلا با پروسه ی خالی بندی مخالف هستیم نمی گوییم تو بخواب ما بیداریم،عرض می کنیم، شما بخواب،ما هم مثل شما می خوابیم که نظاره گر نباشیم . خواب عالی ملون + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 11:4 توسط مازيار اردلان |
در یک روز خوب آفتابی که اتفاقا یک می (روز جهانی کارگر) هم هست یکهو یادمان می افتد که باید جامعه را بی طبقه نماییم،چه کار می کنیم ؟اول فکر می کنیم،فکر هم نکردیم اشکالی ندارد،بعد می رویم از فرمانداری یک مجوز می گیریم،بعد فرمانداری از ما می پرسد: باباجونم مجوز چی؟ ما هم شانسی یک چیزی می گوییم،مثلا چون روز جهانی کارگر است می گوییم برگزاری مراسم روز جهانی کارگران خباز(مابقی کارگران،کارگر نیستندو الکی خودشان را قاطی می نمایند)،سپس بر سر اینکه چه کسی باید مجری مراسم شود با فرمانداری دعوایمان می شود و چون مرغ ما به صورت مادرزادی مشکل ژنتیکی داشته ویک پا دارد از خر شیطان پیاده نمی شویم که نمی شویم و عاقبت به این نتیجه می رسیم که باید خودمان مراسم را اجرا کنیم. سرانجام با رفقا در پارک کودک جمع می شویم و مراسم را اجرا می کنیم،در وسط مراسم چند نفر که لباسهای سبز رنگ بر تن دارنداز چند ماشین سبز رنگ پیاده می شوند،یکی از آنها می گوید:" ئه رای من ته زاهورات که ن؟" و در یک حرکت گازانبری همه رفقا –به جرم برگزاری مراسم مربوط به گروه سنی بزرگسالان در پارک کودک-دستگیر می شوند. رفقا یا همین طوری و یا با قید وثیقه آزاد می شوند.یکی از افرادی که یا با قید وثیقه آزاد شده است به یکسال زندان محکوم می شود،تا اینجای کار قهرمان ما آماده است اما برای اینکه خوب جا بیافتد مقداری پیازداغ لازم است،نگران نباشید از زمانی که ما روز بیست فروردین را روز فناوری هسته ای اعلام کرده ایم کار برخی از جامعه های جهانی( که چشم ندارند ببینند انرژی هسته ای به جونمون بسته ای) شده درست کردن پیازداغ و آنقدر می سازند و می بافند که پیاز داغ سر قهرمان ما را بخورد. قهرمان ما آماده است ،برای اینکه از چشم بد به دور بماند روزی سه مرتبه قبل از غذا برایش اسپند دود می کنیم. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 10:12 توسط مازيار اردلان |
بسازید و بفروشید و چاق شوید برای استفاه ازاین روش ابتدا باید زمینی را(فرق نمیکند کجا) در یکجا(به شعاع دویست کیلومتری از مرکز شهر)در نظر گرفته ،نقشه ای را توسط یک مهندس(نوع مهندس هم فرقی نمی کند!) کشیده،سپس به دنبال عده ای –ترجیحا کارمند- بگردید تا آپارتمان خیالی تان را به ایشان قالب نمایید.لزوما قدرت تخیلتان باید قوی باشد تا بتوانید مکانی را که قرار است(پس از خریداری زمین توسط پول پیش خریداران) ساخته شود به نحو احسن شبیه سازی نمایید. بکوبید و بسازید و بفروشید و چاق شوید تا دلتان بخواهد در این شهر خانه ی کلنگی وجود دارد. پس از جستجو و یافتن خانه مناسب باید یک جوری سر صاحبخانه را( که بیشتر متعلق به پیرزنها و پیرمردان دم بخت می باشد) شیله مالیده ازچنگشان در می آورید،تا اینجای کار به اندازه کافی چاق شده اید چون دیگران( که مثل شما می خواهند چاق شوند) خانه فوق را به قیمت مناسب از شما می خرند،ولی اگر خیلی دلتان هوای فربه شدن دارد ،می توانید پس از کوبیدن خانه مذبور، روش قبل را هم به کار ببرید.باشد که از فرط فربگی بترکید. بازبسازید و بفروشید و چاق شوید می توانید خانه ی کلنگی را که در روش بالا به آن اشاره شد نکوبیده،آن را بازسازی نمایید،زیاد به خودتان زحمت ندهید که خدای نکرده وزن کم نفرمایید،فقط کافیست رنگ و لعابی به بیرون ساختمان داده آن را به چند برابر قیمت خرید بفروشید و به همین سادگی چنداینچ دور کمرتان را افزایش دهید. بسازید(شایعه را) و توبوق کنید و چاق شوید در یک روز خوب بهاری که به قصد هوا خوری شکم مبارکتان از خانه بیرون زده اید،از اولین شیء که رویت نمودید-خصوصا اشیایی که تا به حال ندیده اید- برای چند برابر نمودن ارزش دارایی های منقول و غیر منقولتان(سوء) استفاده کنید.مثلا اگر در یکی از میادین چیز عجیب و غریب (مثل چند میله ی پرچم) مشاهده کردید بلافاصله یک شایعه ترو تمیز می سازید و در تمام کوچه هاو محلات پخش می نمایید. باور بفرمایید در این شهر شایعه معجزه می کندو سه سوته ارزش افزوده تان سر به فلک خواهد کشید. بخرید و بفروشید و چاق شوید به یک بنگاه معاملات مسکن مراجعه می فرمایید،نگران نباشید سرتمام کوچه های این شهر یکی از آنها وجود دارد،از روی نقشه ای که بر دیوار آنجا نصب شده یک زمین دبش دونبش انتخاب نموده بلافاصله آن را خریداری می نمایید،نیم ساعت صبر می کنید تا زمینتان خوب جا بیافتد،سپس آن را با سود مکفی به بغل دستی تان می فروشید،بعد از نیم ساعت دوباره آن را می خرید و بار دیگر می فروشیدش،بعد از N مرتبه تکرار فرایند فوق و خروج از این حلقه شکم قلمبه شما آماده است،باشد که حالش را ببرید. + نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 22:34 توسط مازيار اردلان |
این روزها همه پرتقال می خورند،شما چطور؟ عزیزان مسئول آنقدراز یک طرف سبد مصرف ،قیمت پرتقال را کنترل نمودند و آن را به صورت تعاونی و تخفیفی و زنبیل رو بردار و بیاری و... در اختیار مردم گذاشتند که سایر اقلام از آنطرف زد بیرون.ما که عطای مرغ و گوشت و روغن و اینجور چیزها را به لقایشان بخشیدیم،ولی از عزیزان می خواهیم بالاغیراتا فکری به حال کشک و دوغ بنمایند که کار سیاسی(خصوصا از نوع مهرورزی اش) بدون آنها مزه ندارد. این روزها همه به دنبال توالت می گردند،شما چطور؟ آنچه این روزها در شهر به وفور دیده می شود،توریست های توالتی است.از خصوصیات این نوع توریست این که اولا بسیار دستپاچه می باشد،چشمانش از حدقه بیرون زده،دستی بر شکم دارد،و به سرعت دنبال جایی برای رفع حاجت می گردد و آنچه عمرا اگر در این شهر دیده شود توالت است.تنها دستشویی موجود متعلق به مسجد جامع است که آن هم جمعه ها بین ساعات 11تا 13 در خدمت عموم می باشد(حتی شما معتاد گرامی)،لذا به مسافرین توصیه می شود،برای جلوگیری از ترکیدگی، سفرهایشان به بانه را جوری تنظیم کنند که در ساعات فوق الذکر از سقزعبور نمایند. این روزها همه به دیار باقی وصول می شوند،شما چطور؟ چیزی که خصوصا در ایام نوروز بسیارزیاداست راههای مختلف برای مردن می باشد، برای مثال اگر خیر سرمبارکتان هوای مسافرت با خودروی پرایدخود را داشته باشید،به احتمال 50 درصد تصادف کرده، 70درصد احتمال دارد در این تصادف چلاق شوید و 30 در صد طرف مقابل را چلاق نمایید پس اگر عاقل و بالغ باشید، نتیجه می گیرید که برای جلوگیری ازچلاقیدگی جامعه ،بهتر است از خر شیطان فرود آمده ،مسافرت را بی خیال می شوید. این روزها همه عیدی می گیرند،شما چطور؟ امسال اولین چیزی که مردم همیشه در صحنه -به عنوان عیدی -از عزیزان پشت صحنه دریافت نمودند،قبض های خوشگل گاز بود.کاش مسئولان مربوطه به جهت جلوگیری ازایجاد هر نوع سوء تفاهم و نهادن مشت محکم بر دهان عده ای سیاه نما،در قبض فوق ذکر می نمودند که در فصول سرما و قندیل بندان(-30 درجه)، گاز تحویلی به مردم،حاصل واکنش های شیمیایی فراوان در معده ی افرادی بود که شبانه روز برای بیچاره های بی گاز کار می کردند. این روزها شهرداری ما شبیه شهرداری است،مال شما چطور؟! بالاخره بعد از تحقیق و تفحص فراوان برادران در شهر داری به درستی فهمیدند که جای سطل آشغال کجاست(و وسط خیابان نیست) وآنها را در کنار پیاده رو پارک نمودند . یک اقدام مثبت دیگر اداره مذبور این که در ابتدای خیابان شهرک دانشگاه تابلویی با متن" سرتاسر خیابان سرعت گیر دارد" نصب شد. توصیه می کنم جمله فوق را به سرتاسر سرعت گیر خیابان دارد و یا هیج جا مثل این جا سرعت گیر ندارد تغییر دهند. این روزها مخابرات روی اعصاب همه راه می رود،اعصاب شما چطور؟ نمی دانم ما را به زندگی مدرن چه،ما که اتفاقا با این مغز های پیشا سنتی خودمان کلی حال هم می کنیم ،اینترنت و موبایل و آی تی و اینجور چیزها را می خواهیم چکار و کاش می دانستم مخابراتی های عزیز دستگاه های لازمه را از روسیه خریداری نموده اند یا ونزوئلا،برای اینکه بخواهید یک اس ام اس ساده بفرستید،باید تمام اجدادتان از قبر خروج نمایند تا موفق به انجام این کار شوید دیگر بماند که این روزها مشترکین گرامی-هنگام مکالمه- در دسته های چهار تایی با هم روی خط هستند و به خوبی و خوشی مکالمه می نمایند. + نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 23:47 توسط مازيار اردلان |
شارنیوز: اداره اماكن سقز از مالكان تالارهاي عروسي خواسته است كه اقدام به كشيدن ديواري در وسط تالار كشيده تا بدين ترتيب از اختلاط زنان و مردان در عروسي ها جلوگيري شود.براساس دستور اداره اماكن سقز مالكان تالار ها تا 15 فروردين ماه فرصت دارند تا نسبت به تفكبك سالن به قسمت هاي زنانه و مردانه اقدام كنند. اصولا در این مملکت شایعه حکم خبر موثق را دارد،مثلا همین روزنامه هاوار خودمان.هنوز جوهر اولین شماره آن خشک نشده بود که منابع آگاه شایعه پراکنی قول دادند هاوار توقیف می شود،اما کسی توجه نکرد.در همین راستای شاعه پراکنی و تو بوق کنی ،شایعه ی زنانه-مردانه کردن تالار های عروسی در مناطق کردنشین رسید که بعد ازچندی بخشنامه های آن به اداره اماکن ابلاغ گردید.درست درجایی که حداقل به عقیده ی ساکنانش(!)ره ش به له ک ازنان شب هم واجب تر است، و یک جورهایی ریشه در فرهنگ آن منطقه دارد.لابد چون فرهنگ این روزها ماهیتی فرو پشمی پیدا کرده باید اینگونه ارشاد شود. اما در حاشیه انتشار خبرفوق،شخصی موسوم به م. چ که بنیانگذار نوع خاصی از تفکیک جنسیت بوده و نیزحامی تمام انواع این تفکیک،از خوشحالی تا زمان درج مطلب سه بار سکته ناقص نموده و دو تا را هم رد نموده است.به گفته ی پزشک ایشان،نامبرده که هم اکنون در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان به سر می برد هر از گاهی به هوش آمده از سرذوق و خوشحالی دوباره بی هوش می شود واو از (مردهای) مردم خواست برای بهبودی کامل بیمارش دعا کنند. در پایان : 1. به مردم همیشه در صحنه مان(چه با ره ش به له ک و چه بی ره ش به له ک) توصیه می کنیم از این به بعد برای محقق شدن آرزوهایشان ابتدا آنها را به صورت یک شایعه تر و تمیز درآورند جوری که مو لای درزش نرود،سپس کپی آن را در اختیار منابع شاعه پراکنی(یکی از زنان فامیل یا همسایه یا...) قرار دهند و منتظر بمانند،شک نکنید که این روش کار می کند. 2. بدینوسیله از بخشهای مختلف نیروی انتظامی عزیز کمال تشکر را دارم که با طرح های مختلفشان در تمامی فصول موجبات تنوع در زندگی وتردد بر روی اعصاب همشهریان را فراهم می کنند . 3. به مسئولان مربوطه توصیه می کنم در جهت هرچه ایزوله نمودن جامعه و رفع خطر قورت دادن اجناس مخالف توسط یکدیگر ، روزهای هفته را به نر1و2و3 و ماده 1و2و3 تغییر نام داده یک روز باقیمانده را به مخنثین اختصاص دهند . 4. معری را در این رابطه تقدیم خوانندگان عزیز می دارم: کبوتر با کبوتر باز با باز کندهمجنس با همجنس پرواز برادر با برادر،دخت با دخت شود تفکیک جای دیگری باز بود در یک طرف محمود و مسعود و اندر دیگری شهناز و مهناز اماکن داره طرحی نو برامون بود هشتادوهفت سالی نکو،باز از این اول بود معلوم نیکویی سال خجسته باد فصل شنگ[1] و ریواز[2] + نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1387 16:17 توسط مازيار اردلان |
قبل از هر چیز فرا رسیدن سال نو را به شما تبریک عرض می نمایم و امیدوارم سالی پر از موفقیت و تندرستی( و از این جور حرفهای تکراری) داشته باشید و از هیچ کس هم معذرت خواهی نمی کنم چون اگر به کسی و چیزی گیرداده باشم در کمال صحت و سلامت جسمی و عقلی بوده که با داشتن یک دوجین دکتر و متخصص در میان آشنایان،هیچ نگرانی از بابت تهیه سند و مدرک برای اثبات مدعای خویش(سلامتی روحی و جسمی) ندارم.من باب توضیح نیز عرض کنم قرار بود چند روزی قید وبلاگ را زده به تعطیلات بروم که وبلاگ نویس هم یک جورهایی آدمیزاد است و تعطیلات لازم دارد ،اما یک مورد اصطلاحا اوکازیون سبب شد تا بلیط ام را کنسل نموده، بقایش را به لقایش بخشیده، پای این وبلاگ زهوار در رفته با آن در از زهوار رفته اش بنشینم . از قدیم و ندیم گفته اند سالی که نکوست از بهارش پیداست،که چه نیک گفته اند نیز هم.دیروز پنجشنبه یک/یک/هشتاد و هفت ،ساعاتی بعد از تحویل سال در حالی که با چند تن ازدوستان بیکارترازلیسانس خود مسیر همیشگی قدس- هه لو (و بلعکس )را طی می نمودیم و از دیدن مناظر اطراف حسابی کیفور می شدیم(فکر متبرجانه نفرمایید،منظورمان بلبلکان و گنجشکان و درختان و گل و چمن و اینها می باشد) و فرا رسیدن بهار و بعضا رویت جمال یار پیاز داغ قضیه را دوچندان می نمود،به ناگاه دیدیم شخص لاتی قمه به دست که هوس بند آوردن خیابان جمهوری را نموده(گفتنی است که از قدیم الایام بند آوردن چهارراه جزو تفریحات سالم لات های سقزی بوده که با احداث زیر گذر و محو تنها چهارراه شهر،خیابان گیری جای آن را گرفته است) در حالی که پیراهن خودرا در آورده و نیمه عریان است،رانندگان را مجبور می کند که برگردند و گرنه خط خطی می شوند،تا اینجای قضیه جای بسی خوشحالی است که در سال جدید هم دلایل کافی برای ادامه طرح امنیت اجتماعی وجود دارد و آفتابه های سال گذشته بی مصرف نخواهند ماند،و با این کار کلی صرف جویی ارزی در جلوگیری ازحراج آفتابه خواهیم داشت. اما نکته جالب در کش و قوص این عریانی و پریشانی،هویدا شدن خالکوبی عکس چه گوارا بر بدن لات مذبور بود! تا جایی که ما سراغ داریم عزیزان لات معمولا خالکوبی هایشان را از اسامی هنر پیشگان فیلم های فارسی،عشق های از دست رفته،عشق های خیالی،دختر همسایه،اقوام درجه یک و یا تصویر مار و عقرب و ... انتخاب می نمایند،اما لات کجا، چه گوارا کجا!(لابد همانجا) بررسی این قضیه نتایج زیررا در بر دارد: + نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1387 2:11 توسط مازيار اردلان |
|