تبليغاتX
سوتي در سیتی

سوتي در سیتی

Breaking news: قبل از خواندن مطلب زیر به خبری که هم اکنون به دستم رسید توجه فرمایید.بالاخره تخمه فروشی حسین طلایی که به مدت یک هفته به علت قطع گاز تعطیل شده بود دوباره شروع  به کار نمود .در عکسی که در زیر نشان داده نخواهد شد صف بسیار طویلی از مشتریان دیده می شوند که بی صبرانه منتظرخرید تخمه اند. گفتنی است در هفته ی اخیر به دلیل قطع عرضه  تخمه از طرف طلایی ، بازار های جهانی شاهد رشد قیمت چند برابری این محصول بودند که با اظهارات حاجی (رییس کمپانی) در خصوص افزایش تولید انتظار می رود به زودی بازار تخمه به حالت اول برگردد. اما در طی انتشار این خبرشاخص بازار بورس ژاپن افت چشمگیری داشته که آگاهان اقتصادی علت آن را ورود دوباره  رقیب دیرینه ی تخمه ژاپنی، (تخمه طلایی )به بازار دانسته اند.

 

ارتباط آب باریکه با صندوق

 

   برای یک لحظه کودکی تان را به خاطر بیاورید.در ازای افزایش نیم درصدی پول توجیبیتان حاضر بودید چه کارهایی برای والدینتان انجام دهید ؟چند هزار بیست و صد آفرین و  هزار ماشالاه و قوربونش برم  بریشان می آوردید ؟ چه تعدادی از شما با همین روش تحصیلات عالی خود ( مثلادکتری فیزیک هسته ای) را  به اتمام رسانده اید؟

    حالت عکس آن را در نظر بگیرید،اگر در پی اقدام ناهنجاری ازطرف شما (مانند شکستن شیشه همسایه) از طرف پدر تهدید به تحریم می شدید حاضر بودید چه کارهایی را انجام دهید تا جلوی آن را بگیرید چند بار به پدر بله قربان میگفتید حتی اگر برایتان مثل روز روشن بود که نباید میگفتید ؟

 در آن شکی ندارم که پاسختان به این سوال مثبت است،چون اصلا ادامه حیاط کودک به همین آب باریکه بسته است،مگر می شود بی لپ لپ زندگی کرد؟

   حال فکر کنید که چند ده سال بزرگتر شده اید ،ازدواج نموده ایدو چون دو بچه کافی نیست هشت تا کاکل زری   آورده اید (نگران نباشید تا 50میلیون نفر دیگر هنوز جا داریم!) بیکارهستید ،پسرخاله ی گردن کلفت ندارید و با بیل گیتس هم نسبتی ندارید،برای ارضای حد اقل نیازهای فیزیولوژیک (در اینجا منظور کولیره و ماست است) تنها یک راه برای شما وجود دارد اینکه دنبال آب باریکه ای باشید که از طرف یک موسسه خیریه به کلبه گرم زندگیتان (اگر گاز داشته باشید) سرازیر بشود .خوب برای خوشامد آب باریکه بان حاضرید چند بار به او بله بگویید؟خصوصا هنگامی که او چند هزار بله لازم داشته باشد.

   بدون شک او که موفق شده با پیروزی از بوته آزمایش بیرون آمده و چند هزار بله را از شماها گرفته نه تنها در تصمیم گیری ها برایتان تره هم خورد نمی نماید بلکه  شما را دوغ هم به  حساب نمی آورد،اینجا هم معادله برعکس تمام دنیاست و شما به منتخب خود وابسطه اید نه او به شما.

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386 0:30 توسط مازيار اردلان |


سلام بابا

  یک مدتی است که خبری از تو ندارم،خدا وکیلی  نگرانت هستم ، خیلی وقت است که به خبر نگار ها حال نمی دهی.  از کوتوله ها سراغت را گرفتم آنها هم از تو بی خبر بودند .شوخی باز دوباره کجا قایم شدی؟ کلک ،بازهم رفتی دست انداز هوا کنی؟

  نکند رفته باشی برای  پسر خاله هایت که هر کدام چند تا شغل دارند چند تا شغل دیگر ردیف کنی که پیدایت نیست! نمی دانم آخر آسمان به زمین می آمد اگر من هم پسر خاله ی تو بودم؟ درست است که مثل آن پسر خاله ات صدای خوبی ندارم و نخد هر آش هم نیستم تا تو برایم دو تا دو تا شغل جور کنی اما بلدم با ته  قابلمه ساز بزنم  . چه جوری بگم دوست دارم تا من را هم در آن دستگاه فامیلیت جا کنی؟

راستی شایعه شده که بچه های شار نیوز را به خوردن چیزهایی(مثلا فضولات انسانی) متهم کردی و حسابی کاسه کوزه هایشان را به هم ریختی ،شاید آن روز در فکر فاضلاب های خیابان استاد شیرازی بودی که از بس سرت شلوغ بود یادت رفت آنها را درست کنی ،اما تو تا اطلاع ثانوی به این کارها کار نداشته باش و دست انداز بساز. آخر تورا که یک عمر معلم پرورشی بودی و کارت این بوده که از این کارتهای اعتباری- که هیچ جا رد خور ندارد-صادر کنی به این کارها چه.

  بعضی از اصلاح چی ها می گویند توبیشتر به جهت باد فکر می کنی تا نوعش وبه خاطر مزایا قاطی اصول دارها شده ای و اصلا نمی دانی اصول را با سین می نویسند یا با صاد. به آنها بگو که همه ی این حرفا بهونس، بهونه های اصلاحدارونه اس ... وپشت بندش هم چند تا از آن آبدارهای مخصوصت بارشان کن.

  راستی نگفته بودی خیابان دانشگاه را تغییر کاربری داده ای و آنجا سالن پاتیناژ ساخته ای امروز خودم شاهد بودم که چند نفر با کفشهای غیر استاندارد از روی آن رد می شدند و قصد خراب کردن کف سالن را داشتند.

  بیشتر از این مزاحم نمی شوم ،می دانم صدها دست انداز و پسر خاله در انتظار تو اند.

 

                                                                دوست دار تو یک 24 ساله بیکار که پسرخاله تو نیست .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 23:35 توسط مازيار اردلان |


 

 

توضیحات اندکی در باره وبلاگ : بعد از اینکه متوجه شدم تمام اعضای فعال و نیمه فعال و حتی منفعل شار نیوز برای خودشان وبلاگی باز کرده اند و هرچه دل تنگشان می خواهد در آن می نویسند و پس از اصرار مداوم جمع کثیری از اربابان جراید (من جمله عرفان ئاغه جه لال) که بیا و مردانگی کن و نهضت وبلاگ نویسی ایران را از این قحط الرجال نجات بده،برای خود وبلاگی باز کردم تا هر از گاهی سرتان را درد آورده درد دلی با شما کرده باشم.مطلب اول(مطلب مربوط به دانشگاه آزاد)را جهت خالی نبودن عریضه و برای آب بندی وبلاگ گذاشتم و در واقع با مطب زیر کلنگ آن زده خواهد شد.لطفا نظراتتان را از من دریغ نفرمایید(حالا که من اینقدر مودبم پس تو هم بچه خوبی باش و فحش نده).

زنگ ادبیات

 

از طلا گشتن پشیمان گشته ایم      مرحمت فرموده ما را مس کنید

 

   منظور شاعر از طلا در مصراع اول به احتمال قوی (99.7 درصد) ماده ی بسیار نایاب گاز طبیعی است . پس ازگذشت چند سال که ازگاز دار شدن منزل شاعر -توسط مهرورزان عزیز_ میگذرد  او به خاطر ندارد که یک ساعت را در کنار بخاری گازی با آرامش خیال از اینکه گاز قطع نخواهد شد ،خویش را گرم نموده باشد تا حداقل عده ای از رگها و عضلات و استخوانها یش یخ باز کرده و اندک زمانی حتی به کوتاهی بیست  دقیقه این حالت خوشایند دوام داشته باشد.

  البته باید توجه داشت که این مصراع در حقیقت چنین است: " از طلا گشتن پشیمان گشته ام من همچو سگ " که همچو سگ در آن توسط ممیزان مطبوعاتی عصر شاعر حذف شده است.نیز به عقیده ی برخی آگاهان ادبی ، یک نیمچه مصراع بعد از مصراع اول اینچنین آمده "می زنم سگ لرز هم من همچو سگ"  که چون جوهر خودکار شاعر از شدت سرمای  منزل گازی اش یخ نموده بود هر کاری که کرد نتوانست آنرا بر روی کاغذ بنویسد و در بیتی دیگر که به همان دلیلی که در بالا ذکر آن رفت حذف شده است شاعر می گوید: "می خورم قسم به جانت مهرورز ،نیستم بزغاله هستم همچو سگ " یعنی ای دولت مهرورز من که قصد ندارم با انتقاد از تو بزغاله بازی در بیاورم اما بدان که از سرما مثل سگ می لرزم.

  در مصراع دوم مراد از ما مردم شهرستان سقز است که از بس گازشان قطع و وصل شده واز بس منجمد و ذوب گشته وگاها نیز با وصل مجدد گاز ترکیده اند، دیگر حوصله ی شیشه و پنجره شکستن را هم  ندارند  و مسالمت آمیز از مهرورزان می خواهند تا دوباره  آنها را نفتی نمایند ،که مس در بیت آخر استعاره از نفت است .

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 14:45 توسط مازيار اردلان |


دانشگاه آزاد سقز در طی فراخوانی اعلام نمود؛در جهت هر چه پربادتر شدن تایر چرخ علم و دانش شهر ( و نه برای کم کردن روی دیگران ) به صورت گسترده دانشجو می پذیرد. برخی از مهمترین بندهای این فراخوان به شرح زیر است:

1-در صورتی که داوطلبان در پرداخت شهریه مشکلی نداشته باشند،هیچ شرطی اعم از حداقل سواد وجود نخواهد داشت و آنها حتی با مدرک سوم ابتدایی سال 1300 ه.ش هم می توانند ثبت نام نمایند.

2- داشتن چشم چشم دو ابرو،دماغ و دهن یه گردو الزامی است.

3- تمامی دانشجویان (بدون توجه به سطح علمی ایشان) باید علاوه بر واحدهای چارت رشته مربوطه،30 واحد پیش،30 واحد پس،چند تا بالا چند تا پایین،بگذرانند.

4- با توجه به محدودیت فضای آموزشی،بدیهی است برای دانشجویانی که مازاد بر فضا پذیرفته شوند،کلاس در فضای باز(احتمالاً در حواشی پارک شهر) برگزار خواهد شد.

5- ثبت نام کودکان زیر 3 سال به هیچ عنوان مقدور نمی باشد( بغیر از شما دوست گرامی)،اگر هم ثبت نام کردیم،دانشگاه هیچ گونه مسئولیتی در قبال عوض کردن کهنه ی دانشجو نخواهد داشت و هزینه دایه و شیر خشک ( با نرخ واحدهای عملی) به شهریه اضافه خواهد شد.

6- در پی درخواست مکرر برخی از داوطلبان که از دانشگاه درخواست کرده بودند تخفیف دهد تا مشتری شوند،اعلام می کنیم به ازای هر 6 نفر از یک خانواده که ثبت نام نمایند،6 نفر دیگر هم می توانند ثبت نام نمایند.

درحال حاضر جمع کثیری از دانشجویان این دانشگاه را،دانشجویان غیر بومی (منالیل) تشکیل می دهند. آنها که اکثر پرورش کار( بدنساز) می باشند به تنهایی 2-3 سانتی متر میانگین دور بازوی شهر را بالا برده اند. یکی از ایشان در پاسخ به سوال خبرنگار شارنیوز در خصوص وضعیت دانشگاه گفت: ئه و سوئاله ده.

با اینکه- به گفته آگاهان- در طی رقابت صورت گرفته در پذیرش دانشجو مابین دانشگاه های آزاد و پیام نور به زودی شاهد ترکیدن تایر چرخ دانش و بارش لیسانس و فوق دیپلم بر شهر خواهیم بود و به زودی رانندگان تاکسی بیشتری با تحصیلات عالیه خواهیم داشت،اما آنها در عین حال از بیکار شدن هزاران نفر که همه ساله سوالات کنکور دانشگاه را می فروختند هشدار می دهند و از دولت خواسته اند مقداری بنگاه اقتصادی زودبازده برایشان ایجاد نماید.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 12:31 توسط مازيار اردلان |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونيک



نوشته هاي پيشين

مهر 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386



پيوندها

وبلاگستان سقز
دکتر خالد توکلی
عرفان شريفي
دکتر بهروز فاتح
هیوا فولادی
هه ژان بابامیری
شارنيوز
حسن امینی
آزاد
یادداشتهای زیرزمینی یک مهندس ادبیات
کلبه ی کوچک مریم
سوتی در سیتی(بلاگسپات)
شهاب الدین شیخی
نوشته
شبگرد
عکس امروز
سوران
ناوه‌ندی هه‌واڵنێریی سه‌قز
بامداد
سوران بلاگ


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin